غلامعلى صفايى
298
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
تركيب شعر : « من » شرطيه در محل رفع مبتدا و « يعرف » فعل شرط و « اللّه » مفعول آن و « يعرف » فعل جزاء و « أوليّة » مفعول و مضاف به اسم اشاره « ذا » و كل جمله شرط و جزاء يا تنها جمله شرط و يا تنها جمله جزاء - بنابر اختلاف اقوال - خبر براى « من » است و ضمير مستتر در « يعرف » فاعل و عود به « من » مىكند ، فاء براى تفريع « الدين » مبتدا و « من » جاره « بيت » مجرور و مضاف به « هذا » و « ناله » فعل و مفعول « الامم » جمع « امّة » فاعل آن و جار و مجرور متعلق به « ناله » و كل جمله خبر براى « الدين » است . معناى شعر : « اگر كسى خدا را بشناسد مىداند تقدم ايشان را ، و ملتهاى مختلف دين خدا را از خانه ايشان به دست آوردهاند » . قال الكوفيون : نحويون كوفه و اخفش و مبرد و ابن درستويه گفتهاند كه « من » جاره ابتدائيه بر اسماى زمان نيز داخل مىشود و ابتداى زمان را بيان مىكند و تنها براى بيان ابتداى مكان و امثال آن نيست . به دليل آيهء شريفهء : لا تَقُمْ فِيهِ أَبَداً لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ ( التوبة / 108 ) شاهد : در دخول « من » ابتدائيه بر اسم زمان « اوّل يوم » است . و قيل : در رد اين گروه ، شخصى گفته است كه « من » ابتدائيه بر مصدرى آمده كه آن مصدر اضافه به اين اسم زمان شده است « من تأسيس اوّل يوم » بنابراين آيه نمىتواند دليل بر دخول « من » بر اسم زمان باشد بلكه « من » بر اسم غيرزمانى كه مصدر است داخل شده است . ولى سهيلى اين قول را رد كرده و گفته است كه چون شأن نزول آيه براى بيان ابتداى وقت است ، لذا اگر شما كلمه « تأسيس » نيز در تقدير بگيريد ، بايد يك كلمه زمانى مانند « وقت » قبل از آن در تقدير بگيريد « من وقت تأسيس اول يوم » زيرا تأسيس و ساخت چيزى نمىتواند مبدأ امرى باشد بلكه وقت تأسيس آن مىتواند مبدء و سرآغاز امرى مثل بنيانگزارى بر تقوا باشد بنابراين قول كوفيون و آن جماعت از بصريون كه قائلند كه « من » ابتدائيه بر اسماى زمان داخل مىشود ، صحيح است .